<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات قرائت قرآن</title>
    <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات قرائت قرآن</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 01 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 01 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش گرایش‌های دانش فونتیک (آواشناسی) در علوم وفنون قرائات</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11689.html</link>
      <description>هدف:دانش فونتیک یا همان &amp;amp;laquo;آواشناسی&amp;amp;raquo; که در زبان عربی &amp;amp;laquo;علم الأصوات&amp;amp;raquo; نامیده می‌شود، یکی از دانش‌های نوپدید در بررسی علمی زبان گفتاری انسان است. این دانش، بین‌المللی بوده و مورد توجه تمام کشورهای جهان قرار گرفته است. اصول و ابزار جدیدی که در این حوزه ‌به‌کار می‌روند، می‌توانند در تکمیل و به‌روزرسانی دانش‌های قرآنی و بهبود شیوهٔ استفاده از آن‌ها نقش بسزایی ایفا کنند. موضوع مقالهٔ حاضر بررسی نقش گرایش‌های مختلف این دانش در مطالعات قرآنی است.روش پژوهشروش تحقیق: در این مقاله کتابخانه‌ای و توصیفی‑تحلیلی بوده و برای تطبیق این دانش با دانش‌های قرآنی از روش تطبیقی نیز استفاده شده است.یافته ها:&amp;amp;nbsp;بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که این دانش و گرایش‌های مختلف آن در حوزه‌های گوناگون مطالعات قرآنی مؤثر است؛ از جمله: تکمیل مباحث تجوید در بخش‌های صداهای کوتاه و کشیده، بررسی مخارج حروف، صفات و احکام حروف، نحوهٔ فراگیری قرآن کریم توسط افرادی که زبان اصلی‌شان عربی نیست، اثبات اعجاز بلاغی و ادبی قرآن کریم، تحلیل ظرائف آوایی قرآن.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی جایگاه اختلاف قرائات در دیدگاه‌های تفسیری طبرسی و زمخشری</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_8600.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی جایگاه اختلاف قرائات در دو تفسیر مهم جهان اسلام، یعنی &amp;amp;laquo;جوامع‌الجامع&amp;amp;raquo; اثر طبرسی (از علمای شیعه) و &amp;amp;laquo;الکشاف&amp;amp;raquo; اثر زمخشری (از علمای اهل سنت) انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل چگونگی و میزان تأثیرگذاری اختلاف قرائات بر برداشت‌های تفسیری این دو مفسر و تشخیص قرائت صحیح از دیدگاه آنان است.روش:این تحقیق با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. داده‌های مورد نیاز از طریق مطالعه کتابخانه‌ای و بررسی دقیق تفاسیر جوامع‌الجامع و الکشاف گردآوری شده است. جامعه تحقیق شامل تمامی آیاتی است که در این دو تفسیر، اختلاف قرائت در آنها مورد بحث قرار گرفته و نمونه‌گیری به صورت هدفمند از میان این آیات صورت پذیرفته است. روش تجزیه و تحلیل داده‌ها، تحلیل محتوای کیفی و مقایسه تطبیقی دیدگاه‌ها بر اساس معیارهای پذیرش قرائت (صحت سند، موافقت با قواعد عربی و مطابقت با رسم مصحف) بوده است.یافته‌ها:یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هر دو مفسر به اختلاف قرائات توجه ویژه‌ای داشته‌اند، اما رویکرد آن‌ها متفاوت است. زمخشری در الکشاف توجه عمیق و چشمگیری به قرائت حفص از عاصم داشته و در بسیاری از موارد این قرائت را به عنوان قرائت صحیح برگزیده و از آن جانب‌داری کرده است. در مقابل، طبرسی در جوامع‌الجامع چنین اهتمامی به قرائت حفص از عاصم نداشته و در برخی موارد قرائت‌های دیگری (از جمله قرائت منسوب به اهل‌بیت) را مطرح کرده است. این تفاوت رویکرد، در حوزه‌های مختلفی همچون توضیح و تبیین معنای آیه، گسترش دامنه معنایی آیات، استنباط احکام فقهی، ارتباط با اسباب نزول و جنبه‌های ادبی و لغوی، منجر به برداشت‌های تفسیری متفاوتی از سوی این دو مفسر شده است.نتیجه‌گیری:اختلاف قرائات نقش تعیین‌کننده‌ای در برداشت‌های تفسیری دارد و مفسران برای دستیابی به تفسیری صحیح، ناگزیر از توجه به این مسئله هستند. تفاوت رویکرد طبرسی و زمخشری در گزینش قرائت‌ها، عمدتاً به دلیل تفاوت در مذهب، منابع معتبر و معیارهای ترجیح قرائت نزد آن‌هاست. این مطالعه ضرورت بررسی تطبیقی تفاسیر فریقین را برای دستیابی به درکی جامع‌تر از معارف قرآنی آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصول اخلاق حرفه‌ای در داوری مسابقات قرآن کریم</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_10258.html</link>
      <description>هدف:هدف این پژوهش، شناسایی و تدوین اصول اخلاق حرفه‌ای داوری در مسابقات قرآن کریم است. مسئله اصلی، فقدان منشور اخلاقی مدون برای این حرفه علیرغم برگزاری گسترده و مستمر مسابقات قرآنی در ایران است. این مطالعه در پی پاسخ به این پرسش است که اصول اخلاقی مؤثر در داوری درست (مصیب به واقع) و داوری اخلاقی (بدون اجحاف به حقوق شرکت‌کنندگان) کدامند؟روش: پژوهش با روش نظریه‌سازی داده‌بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. داده‌ها از طریق 34 مصاحبه عمیق و پرسشنامه نیمه‌ساختاریافته با 19 داور و 15 متسابق که تجربه حضور در سطوح ملی و استانی مسابقات را داشتند، گردآوری شد. نمونه‌گیری به صورت هدفمند و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و برای تعمیق یافته‌ها، از آموزه‌های اسلامی مرتبط نیز بهره گرفته شد.یافته‌ها:پس از تحلیل داده‌ها، 28 اصل اخلاق حرفه‌ای در دو مقوله اساسی استخراج شد: ۱) اصول مرتبط با برگزارکنندگان (9 اصل) شامل: انتخاب داوران شایسته، نظام‌مند کردن داوری، سنجش‌پذیری ملاک‌ها، آگاهی‌بخشی از آیین‌نامه، وفاداری به آیین‌نامه، رعایت مساوات، شفاف‌سازی نتایج، اعطای حق اعتراض، و اعمال داوری درجه‌دوم. ۲) اصول مرتبط با داوران (19 اصل) شامل: پرهیز از منفعت‌گرایی، رعایت انصاف، پذیرش داوری در صورت صلاحیت، توجه به حق‌الناس بودن داوری، پرهیز از بخشی‌نگری، تکیه بر اطلاعات نه داده‌های مقایسه‌ای، پرهیز از استدلال عقلی به جای ادراک حسی، واکنش هوشمندانه، پرهیز از پیش‌فرض‌های ذهنی و تأثیر سوابق متسابق، استقلال رأی، رازداری، حفظ کرامت متسابق، پرهیز از تأثیر ویژگی‌های غالب، پرهیز از داوری شخصیت، کنترل تأثرات عاطفی، حفظ تمرکز، و پذیرش خطاپذیری.نتیجه‌گیری:تدوین و پایبندی به این 28 اصل می‌تواند کیفیت داوری مسابقات قرآن را ارتقا داده، عدالت و انصاف را در این عرصه نهادینه کند و ضمن رشد استعدادهای قرآنی، زمینه‌ساز ترویج اخلاق قرآنی در جامعه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد تورات در ترجیح میان وجوه قرائات در قصص قرآن</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_10259.html</link>
      <description>مقاله حاضر، به بررسی نقش تورات در سنجش و ارزیابی وجوه مختلف قرائت قرآن می پردازد. مفروض تحقیق آن است که در مواضع اختلاف میان قاریان قرآن، بررسی ارزش وجوه مختلف قرائت، ضرورت دارد و در این راستا، پیشینه توراتی مضامین قرآن می تواند به عنوان یکی از قرائن و شواهد، لحاظ گردد. بدینسان در اختلافات قاریان میان وجوه &amp;amp;laquo;یَخافون/ یُخافون&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;إمراتَک/ إمراتُک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فومها/ ثومها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مصراً/ مصرَ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عَرَضَهُم/ عَرَضَها/عَرَضَهن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یُذَبِّحُونَ/ یُقَتِّلون&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;لَهُ / لِلّه&amp;amp;raquo; و ذکر یا حذف &amp;amp;laquo;و لا یلتفت منکم احدٌ&amp;amp;raquo;، می توان از پیشینه توراتی قصه های قرآن در تأیید یکی از وجوه قرائت مدد جست. تقویت برخی از وجوه قرائت قرآن توسط تورات، به معنای آن نیست که تورات، نتیجه نهایی در ترجیح میان قرائت های قرآن را رقم می زند بلکه نتیجه، همواره از جمع همه قرائن به دست می آید. از این رو، هرگاه قرائت رقیب، با شواهدی ثقیل تر از پیشینه توراتی، پیشتیبانی گردد، در فرجام امر، قرائت تأیید شونده با تورات، قرائت مختار قلمداد نمی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اختلاف قراءات سبع در تفسیر سوره یونس</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_10765.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف بررسی میزان تأثیرگذاری اختلاف قرائات قراء سبعه بر معنای آیات سوره یونس و نیز تبیین موضع قرآن در قبال این قرائات انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل این نکته است که آیا در موارد اختلاف قرائت، معنای حاصل شده با سیاق کلی آیات هماهنگی دارد یا خیر و کدام قرائت می‌تواند به عنوان قرائت اصیل معرفی شود.&amp;amp;nbsp;روش:تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع معتبر تفسیری (مانند مجمع‌البیان، الکشاف، روح المعانی و المیزان) و کتب تخصصی قرائات (مانند التیسیر، النشر و الحجة) انجام شده است. جامعه تحقیق شامل تمامی موارد اختلاف قرائت قراء سبعه در سوره یونس (22 مورد) است که به صورت کامل بررسی و تحلیل شده‌اند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها:از مجموع 22 مورد اختلاف قرائت در سوره یونس، 16 مورد تأثیری در تغییر معنای آیه نداشته و تنها 6 مورد موجب تغییر معنا شده‌اند. در این 6 مورد، قرائت مشهور (عاصم به روایت حفص) با سیاق آیات و انسجام الفاظ قرآن سازگاری کامل داشته و معنای دقیق و کاملی را منتقل کرده است. موارد اختلاف معنادار عبارتند از: آیه 16 (لا أدراکم/ لأدراکم)، آیه 22 (یسیّرکم/ ینشرکم)، آیه 30 (تبلو/ تتلو)، آیه 35 (لایهَدّی/ لایهْدی)، آیه 81 (السّحر/ آلسّحر) و آیه 88 (لیُضلّوا/ لیَضلّوا).نتیجه‌گیری:قرآن کریم به واسطه انسجام درونی و سیاق منسجم آیات، خود از اصالت قرائت خویش صیانت کرده است. در تمام مواردی که اختلاف قرائت منجر به تغییر معنا شده، قرائت عاصم به روایت حفص به عنوان قرائت مشهور، با سیاق آیات هماهنگی کامل داشته است. این یافته نشان می‌دهد که علاوه بر اعتبار سندی و شخصیت علمی قاریان، خود قرآن نیز به عنوان معیاری مستقل می‌تواند در تشخیص قرائت صحیح نقش آفرینی کند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی اختلاف قرائت در آیۀ 31 سورۀ رعد بر اساس رسم الخط مصحف صنعا (1)</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11683.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف بررسی انتقادی اختلاف قرائت در آیه ۳۱ سوره رعد (أَفَلَمْ یَیْأَسِ/ أَفَلَم یَتَبَیّنَ) و ارزیابی اعتبار قرائت منسوب به جمعی از صحابه، تابعین و امامان معصوم (ع) انجام شده است. مسئله اصلی، تحلیل گزارش ابن عباس درباره خطای کاتب در نگارش این واژه و بازخوانی این قرائت بر اساس کهن‌ترین مصحف موجود یعنی مصحف صنعا (۱) است.روش:این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی-تاریخی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعه کتابخانه‌ای منابع تفسیری و قرائات (چون تفاسیر طبری، زمخشری، طبرسی و کتب قرائات) و نیز بررسی مستقیم تصاویر منتشرشده از مصحف صنعا (۱) گردآوری شده است. با توجه به نبود آیه مورد بحث در صفحات موجود، با بررسی رسم‌الخط واژگان مشابه در این مصحف، شیوه نگارش واژه &amp;amp;laquo;ییأس&amp;amp;raquo; بازسازی و تحلیل شده است.یافته‌ها:یافته‌ها نشان می‌دهد که قرائت &amp;amp;laquo;أَفَلَم یَتَبَیّنَ&amp;amp;raquo; از بیش از بیست نفر از صحابه و تابعین و سه امام معصوم (ع) نقل شده است. در رسم‌الخط مصحف صنعا، همزه در میان کلمه نه تنها نوشته نمی‌شود، بلکه پایه‌ای (همچون الف یا دندانه) نیز برای آن در نظر گرفته نمی‌شود. بر این اساس، واژه &amp;amp;laquo;ییأس&amp;amp;raquo; در این رسم‌الخط به صورت &amp;amp;laquo;ییس&amp;amp;raquo; نوشته می‌شود که با &amp;amp;laquo;یتبین&amp;amp;raquo; از نظر تعداد دندانه‌ها تفاوتی ندارد. بنابراین، ادعای ابن عباس درباره اشتباه کاتب در شمارش دندانه‌ها بر اساس این مصحف منتفی است. همچنین، معنای &amp;amp;laquo;یتبین&amp;amp;raquo; (آشکار شدن) بدون نیاز به تقدیر و تکلف، با سیاق آیه سازگار است.نتیجه‌گیری:قرائت &amp;amp;laquo;أَفَلَم یَتَبَیّنَ&amp;amp;raquo; با پشتوانه نقلی قوی از منابع فریقین و نیز هماهنگی با رسم‌الخط کهن مصحف صنعا، از اعتبار قابل توجهی برخوردار است. اگرچه این قرائت با قرائت مشهور (أَفَلَمْ یَیْأَسِ) در صورت تفسیر یأس به علم، تفاوت معنایی فاحشی ندارد، اما وضوح معنایی و عدم نیاز به تقدیر، آن را به قرائتی مرجح تبدیل می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از شواهد مکتوب کهن می‌تواند در داوری درباره قرائات راهگشا باشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی انتقادی نظریه تداوم متن بر اساس یافته های نسخه شناختی فرانسوا دروش</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11718.html</link>
      <description>هدف: این مقاله به بازخوانی انتقادی آموزهٔ اسلامیِ پیوستگیِ کامل قرآن در پرتو یافته‌های نسخه‌شناسی فرانسوا دِروش می‌پردازد. مسئله این است که پژوهش تجربی او تا چه اندازه باور به محفوظ‌ ماندن متن دریافتی بدون تغییر از زمان نزول را به چالش می‌کشد یا تأیید می‌کند.روش: این مطالعه رویکردی توصیفی-تحلیلی دارد و عمدتاً بر تحلیل‌های دِروش از نسخهٔ خطی پاریس-سن پترزبورگ، پالیمپسست صنعا، و قرآن‌های دورهٔ اموی استوار است و از تمایزهای الهیاتی شیعه میان تواتر متن اصلی از یک سو و عدم تواتر قرائات از سوی دیگر بهره می‌برد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: شواهد ارائه‌شده از سوی دِروش از دوره‌ای از تکثر متنی اولیه پرده برمی‌دارد. نسخهٔ خطی پاریس-سن پترزبورگ که حداقل پنج کاتب به خط حجازی کتابت کرده‌اند، ناهماهنگی‌های املایی، تقسیم‌بندی‌های متفاوت آیات و املای خاصِ کاتبان را نشان می‌دهد که با انگارهٔ یک نمونهٔ ازلی واحد و تثبیت‌شده از همان آغاز در تضاد است. لایهٔ زیرین پالیمپسست صنعا سنتی متنی غیرعثمانی را حفظ کرده که عامدانه محو و جایگزین شده است و به سرکوب سیاسی مصاحف رقیب گواهی می‌دهد. هم‌زمان، اسکلت همخوان یا رسم پایداری چشمگیری را در همان اوایل کار نشان می‌دهد، و گسترش سریع مصاحف مبتنی بر متن عثمانی در سراسر قلمرو اموی نشان می‌دهد که استانداردسازی، هرچند تدریجی و مناقشه‌آمیز، در نهایت به‌شدت موفق بوده است. این استانداردسازی از پاره‌نوشته‌های سادهٔ حجازی تا نسخه‌های کوفی تزیین‌شده در طول چندین دهه تکامل یافت که بر وجود یک فرایند دلالت دارد، نه رویدادی آنی..نتیجه‌گیری: کار دِروش اصل پیوستگی را باطل نمی‌کند، بلکه آن را عمیقاً تاریخی‌سازی می‌نماید. این مقاله با کاربست چارچوب شیعی که میان تواتر متن هسته‌ای قرآن و ماهیت غیرمتواتر قرائات تمایز قائل می‌شود، پیوستگی را نه انتقال واژه‌به‌واژهٔ مصحفی منجمد از روز نخست، بلکه به مثابهٔ نگهداری وفادارانهٔ هستهٔ وحیانی‌شده در دل فرایندی پویا و تدریجی از قانونمندسازی کاتبان بازتعریف می‌کند. این تفسیر، شواهد تجربی نسخه‌های خطی را با اعتقاد الهیاتی به حفاظت الهی آشتی می‌دهد..</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تلاوت معنامحور قرآن در سیره پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11684.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل ویژگی‌های تلاوت معنامحور قرآن کریم در سیره قولی و عملی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، پاسخ به این پرسش اساسی است که تلاوت معصومان (ع) چه ویژگی‌هایی داشت که چنین تأثیر عمیقی بر شنوندگان می‌گذاشت و قاریان معاصر چگونه می‌توانند از این الگو برای ارتقای تلاوت خود بهره‌مند شوند؟روش: این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه‌ای معتبر (تفاسیر، کتب روایی و تاریخی) و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای علمی مرتبط انجام شده است. داده‌های پژوهش از طریق بررسی روایات منقول از معصومان (ع) در منابع معتبر شیعه و سنی گردآوری و سپس با رویکردی موضوعی و تحلیلی، ویژگی‌های تلاوت آنان در ابعاد مختلف دسته‌بندی و تحلیل شده است.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تلاوت معنامحور معصومان (ع) را می‌توان در سه بُعد اصلی تحلیل کرد: ۱) بُعد معنوی و عبادی شامل مؤلفه‌هایی چون اخلاص در نیت، استعاذه، طهارت ظاهری و باطنی، تدبر، خشوع و خوف الهی. ۲) بُعد هندسه تلاوت که خود به دو بخش فنی (با مؤلفه‌های صوت زیبا، لحن و نغمه، ترجیع، تلاوت محزون، ترتیل، وقف همراه با تدبر، رعایت تجوید و فصاحت، و قرائت مطابق الحان عرب) و محتوایی-ساختاری (با تأکید بر قرائت مطابق قرائت مشهور) تقسیم می‌شود. ۳) بُعد تأثیرگذاری شامل مؤلفه‌های تکرار آیات، انتخاب آیات متناسب با شرایط زمانی و مکانی، تلاوت با شور و اشتیاق، و بهره‌گیری از اوج و فرود مناسب صدا برای انتقال معنا.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری:سیره معصومان (ع) در تلاوت قرآن، الگویی جامع و کامل از تلاوت معنامحور را ارائه می‌دهد که تلفیقی از معنویت، فنون اصیل قرائت و توجه به تأثیرگذاری بر مخاطب است. قاریان معاصر می‌توانند با تأسی به این الگو و توجه هم‌زمان به ابعاد سه‌گانه مذکور، تلاوتی هنرمندانه، تأثیرگذار و هماهنگ با معارف الهی ارائه دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه اختلاف قرائات با اعجاز بیانی در آیات منتخب سوره کهف</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11688.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف بررسی تأثیر اختلاف قرائات قرآن کریم بر اعجاز بیانی و بلاغی آن، با تمرکز بر پنج آیه منتخب از سوره کهف و با تأکید ویژه بر قرائت عاصم انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل چگونگی تأثیرگذاری اختلاف قرائات بر ظرافت‌های معنایی و بلاغی آیات و تبیین دلایل برتری قرائت عاصم در حفظ انسجام و اعجاز بیانی قرآن است.روش:این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر علوم قرآنی، قرائات و تفسیر انجام شده است. جامعه تحقیق شامل تمامی موارد اختلاف قرائت در سوره کهف است که از این میان، پنج آیه (17، 25، 36، 44 و 47) به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شده‌اند. داده‌ها از طریق بررسی تطبیقی قرائات سبعه در کتب معتبر قرائات (مانند کتاب السبعة ابن مجاهد و التیسیر دانی) و تحلیل تفاسیر بلاغی (چون الکشاف زمخشری و روح المعانی آلوسی) گردآوری و تحلیل شده‌اند.یافته‌ها:تحلیل پنج آیه منتخب نشان داد که اختلاف قرائات در موارد زیر تأثیر بلاغی معناداری دارد:&amp;amp;nbsp;- آیه 17 (تَزاوَرُ/ تَزَّاوَرُ/ تَزوَرُّ): قرائت عاصم (تَزاوَرُ) با تصویر حرکت آرام و طبیعی خورشید، هماهنگی بیشتری با فضای معجزه‌آسای داستان اصحاب کهف دارد.&amp;amp;nbsp;- آیه 25 (ثَلاثَ مِائَةٍ/ ثَلاثَ مِائَةِ): قرائت با تنوین (مِائَةٍ) از نظر نحوی رایج‌تر و از نظر بلاغی شفاف‌تر است.&amp;amp;nbsp;- آیه 36 (مِنْهَا/ مِنْهُمَا): قرائت مفرد (مِنْهَا) با ضمیر &amp;amp;laquo;جَنَّتَهُ&amp;amp;raquo; در آیه قبل هماهنگی کامل دارد و از ابهام جلوگیری می‌کند.&amp;amp;nbsp;- آیه 44 (الوَلایة/ الوِلایة و الحقِّ/ الحقُّ): قرائت عاصم (الوَلایةُ للهِ الحَقِّ) بر سرپرستی دینی خداوند بر اساس حق تأکید می‌کند.&amp;amp;nbsp;- آیه 47 (نُسَیِّرُ/ تُسَیَّرُ): قرائت عاصم با صیغه متکلم مع الغیر، بر نقش مستقیم و قدرت مطلق خداوند در به حرکت درآوردن کوه‌ها تأکید دارد.نتیجه‌گیری:قرائت عاصم به دلیل هماهنگی بیشتر با ساختار بلاغی و انسجام معنایی قرآن، در انتقال اعجاز بیانی کلام الهی بر سایر قرائات برتری دارد. استفاده افراطی از قرائات متعدد و تأکید بر فرش الحروف، بدون توجه به پیامدهای بلاغی، می‌تواند به ایجاد ابهام در مفاهیم قرآنی و کاهش تأثیر اعجاز بیانی آن منجر شود. از این رو، تمرکز بر قرائت عاصم به عنوان معیار اصلی تلاوت و تفسیر، بهترین راه برای حفظ اصالت بیانی قرآن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ وضعیت رجالی حفص و شعبة در حوزۀ حدیث و قرائت</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11685.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف مقایسه وضعیت رجالی حفص بن سلیمان و شعبه بن عیّاش، دو راوی مشهور قرائت عاصم، در دو حوزه حدیث و قرائت انجام شده است. مسئله اصلی، ارزیابی اعتبار سندی روایات و قرائت این دو راوی با توجه به منابع رجالی اهل‌سنت است.&amp;amp;nbsp;روش:این مطالعه با روش کتابخانه‌ای و توصیفی-تحلیلی، توصیفات رجالی حفص و شعبه را در منابع معتبر رجالی و حدیثی اهل‌سنت (مانند آثار ابن‌معین، بخاری، ابن‌ابی‌حاتم، ابن‌عدی، ذهبی و...) گردآوری و تحلیل کرده و وضعیت آنان را از نظر عدالت و ضبط در دو حوزه حدیث و قرائت مقایسه نموده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها:نتایج نشان می‌دهد که شعبه بن عیّاش از نظر عدالت و وثاقت مورد تأیید عالمان رجال است و حدیث و قرائت او مورد پذیرش محدثان بزرگی چون بخاری و صاحبان سنن چهارگانه قرار گرفته است. ضعف حافظه او در کهنسالی، با اعتماد به مکتوباتش جبران می‌شود. در مقابل، حفص بن سلیمان با تضعیفات گسترده‌ای از سوی عالمان رجال مواجه است و عدالتش اثبات نشده، بلکه به کذب متهم شده است. با وجود برتری نسبی حافظه او بر شعبه، این برتری نمی‌تواند فقدان عدالت را جبران کند. نظریه تفکیک حوزه حدیث و قرائت برای حفص که توسط متأخرانی مانند ذهبی مطرح شده، فاقد پشتوانه رجالی متقدم است.نتیجه‌گیری: با توجه به احراز عدالت و وثاقت شعبه و عدم احراز آن برای حفص، روایت و قرائت شعبه از اعتبار بیشتری برخوردار است. این نتیجه در ارزیابی سندی روایات و قرائات منقول از این دو راوی و در گزینش قرائت معیار، حائز اهمیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تحلیلی تأثیر قرائات صحابه بر تفاسیر متقدم</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11686.html</link>
      <description>هدف:این پژوهش با هدف واکاوی تأثیر قرائات صحابه (به ویژه عبدالله بن مسعود و ابی بن کعب) بر تفاسیر متقدم اهل سنت (قرن اول تا چهارم هجری) انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل چگونگی و میزان تأثیرگذاری قرائات صحابه بر آرای تفسیری مفسران متقدم و مقایسه جایگاه این قرائات با قرائت مشهور منسوب به مصحف عثمانی است.روش: این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی تفاسیر متقدم اهل سنت مانند &amp;amp;laquo;معانی القرآن&amp;amp;raquo; فراء، &amp;amp;laquo;تفسیر القرآن العظیم&amp;amp;raquo; ابن ابی حاتم رازی و &amp;amp;laquo;اعراب القرآن&amp;amp;raquo; نحاس انجام شده است. جامعه تحقیق شامل تمامی موارد ذکر قرائات صحابه در این تفاسیر است که با نمونه‌گیری هدفمند، موارد شاخص استخراج و تحلیل شده‌اند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها:یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بیشترین آرای صحابی در تفاسیر متقدم، مربوط به عبدالله بن مسعود و ابی بن کعب است. مفسران ضمن اشاره به قرائت مشهور و متداول، به قرائات مورد نظر این دو صحابی نیز اشاره کرده‌اند، اما این اشاره‌ها عمدتاً جنبه گزارشی داشته و مفسران به تحلیل، تبیین یا ترجیح قرائات صحابه نپرداخته‌اند. در موارد متعددی (مانند آیات بقره/۱۸، بقره/۱۲۶، کهف/۱۶، کهف/۸۰ و زمر/۵۳) مفسران قرائات صحابه را به عنوان نظریه تفسیری آنان تلقی کرده و نه قرائتی مستقل. همچنین، قرائات ابن مسعود و ابی بن کعب گاه با قرائت مشهور هماهنگ بوده (مانند یونس/۲۷ و انسان/۴) و گاه متفاوت (مانند بقره/۲۲۸ و آل‌عمران/۱۸۱) که در موارد اختلاف، مفسران بدون ترجیح یک قرائت، صرفاً به گزارش اختلاف بسنده کرده‌اند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری:اگرچه با رسمیت یافتن مصحف عثمانی، صلاحیت تلاوت دیگر مصاحف مورد تردید قرار گرفت، مفسران متقدم خود را از ذکر قرائات صحابه بی‌نیاز ندیدند. با این حال، رویکرد آنان صرفاً گزارشی بود و قرائات صحابه را به عنوان منبعی مستقل در کنار قرائت مشهور مورد توجه قرار ندادند. این امر نشان‌دهنده نگاه محتاطانه مفسران به قرائات غیرمشهور و التزام عملی آنان به رسم‌الخط مصحف عثمانی است، هرچند از ذکر قرائات صحابه به عنوان میراث تفسیری سلف صالح غفلت نکرده‌اند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌‌های اثرگذاری تلاوت آوایی قرآن بر مستمعین</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11687.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه‌های تأثیرگذار تلاوت آوایی قرآن کریم بر مخاطبان و مستمعین انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، پاسخ به این پرسش است که با رعایت چه شرایط و ویژگی‌هایی می‌توان انتظار داشت تلاوت قرآن بر شنوندگان اثرگذار باشد و آنان را تحت تأثیر قرار دهد.روش:پژوهش حاضر به شیوه کتابخانه‌ای و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعه منابع معتبر (شامل کتب تفسیری، روایی، تاریخی و آثار مرتبط با موسیقی و آواشناسی) و نیز تحلیل اجراهای ملموس قاریان برجسته جهان اسلام گردآوری و سپس با رویکردی تحلیلی، مؤلفه‌های اثرگذاری استخراج و دسته‌بندی شده‌اند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها:یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که پنج مؤلفه اصلی در اثرگذاری تلاوت قرآن بر مستمعین نقش دارند: ۱) خشوع: حالتی روحانی که از تقوای الهی سرچشمه می‌گیرد و تلاوت را از سطح اجرای صرفاً فنی فراتر می‌برد. ۲) تنوع: استفاده از گستره کامل صدا و به‌کارگیری طیف گوناگونی از نغمات و پرده‌های صوتی. ۳) رعایت تکیه‌ها (نبر): توجه به ضرب‌آهنگ طبیعی کلمات و عبارات قرآنی که در انتقال صحیح معنا نقش اساسی دارد. ۴) همگونی: رعایت پیوستگی صوتی و لحنی در فرازهای متوالی تلاوت. ۵) هماهنگی: انتخاب نغمات متناسب با محتوای آیات (مانند استفاده از مقام صبا برای آیات عذاب و مقام راست برای آیات بشارت).نتیجه‌گیری: تلاوت اثرگذار قرآن حاصل تلفیق هنرمندانه کلام وحی با نغمات آسمانی است، مشروط به رعایت مؤلفه‌های پنج‌گانه مذکور. قاریان با التزام به این اصول می‌توانند تلاوتی ارائه دهند که افزون بر جنبه عبادی، به‌عنوان ابزاری فرهنگی و هنری در جذب مخاطبان و انتقال پیام الهی مؤثر باشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رویکرد آنگلیکا نویورت به مفهوم مصحف قرآنی</title>
      <link>http://qer.journals.miu.ac.ir/article_11717.html</link>
      <description>هدف:&amp;amp;nbsp;این مقاله با هدف واکاوی نظام‌مند و ارزیابی انتقادی رویکرد آنگلیکا نویورت، قرآن‌پژوه آلمانی، به مفهوم &amp;amp;laquo;مُصحَف&amp;amp;raquo; قرآنی انجام شده است. مسئله محوری، فهم چیستی مصحف به عنوان متن مکتوب و نسبت آن با قرآن به عنوان اعلان شفاهی است.روش پژوهش:&amp;amp;nbsp;روش این مقاله تحلیلی-انتقادی است. نویسنده با بررسی پروژه &amp;amp;laquo;کورپوس کورانیکوم&amp;amp;raquo; و مبانی نظری نویورت (از جمله تاریخ‌گذاری در بستر &amp;amp;laquo;دوران متأخر باستان&amp;amp;raquo;، دوگانه قرآن/مصحف، بینامتنیت، و نظریه شفاهی‌ت)، ضمن احصای دستاوردها، به نقد ساختاری و روش‌شناختی دیدگاه او پرداخته است.یافته‌ها:&amp;amp;nbsp;یافته‌ها نشان می‌دهد که مهم‌ترین دستاورد نویورت، احیای تاریخمندی زمینه‌مند قرآن و ارائه چهارچوبی جدید در قرآن‌پژوهی غرب است. با این حال، رویکرد او با محدودیت‌های بنیادینی مواجه است: خطر تقلیل‌گرایی در دوگانۀ شفاهی-مکتوب، اتکای بیش از حد به تاریخ‌گذاری‌های کلاسیک نولدکه، غفلت نسبی از سنت تفسیری درون‌اسلامی، ضعف در تبیین تنوع ژانری قرآن (به ویژه سوره‌های مدنی)، و عدم ادغام یافته‌های نوین نسخه‌شناسی.نتیجه‌گیری:&amp;amp;nbsp;رویکرد نویورت اگرچه یک پارادایم ضروری و اثرگذار بنیان نهاده، برای دستیابی به تحلیلی جامع از مصحف نیازمند تلفیق با شواهد نسخه‌شناختی جدید و گفت‌وگوی نظام‌مند با میراث تفسیری اسلامی است. ارزش کار نویورت بیشتر در گشودن پرسش‌های اساسی و ترسیم مسیری نوین است تا ارائه پاسخ‌های نهایی.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
